مملو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ لُ وّ) [ ع. مملوء ] (اِمف.) لبالب، انباشته شده.مترادفها و واژههای مرتبطآکنده، انباشته، پر، سرشار، لبالب، لبریز، مشبع، مشحون، ممتلی ≠ تهی، خالیواژه قبلی: مملحواژه بعدی: مملوک