ممنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ممنی . [ م ُ ] (ع ص ) ماده شتری که در ایام منیه رسیده باشد. ممنیة. (ناظم الاطباء). رجوع به منیه شود.
ممنی . [ م َ نی ی ] (ع ص )آزموده شده . ◄ راه نموده شده . ◄ مهربانی شده و احسان شده و بهره مند. (ناظم الاطباء).