ممن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ممن . [ م ُ م ِن ن ] (ع ص ) کسی که نسب و پدر وی معلوم نباشد و لقیط. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و به صیغه ٔ اسم مفعول نیز آمده است .
ممن . [ م ِم ْ م َ ] (ع حرف جر + اسم ) (از: مِن ْ + مَن ْ). مِن ْ مَن ْ. (ناظم الاطباء). از که .
ممن . [م َ م ِ ] (هزوارش، ق ) به زبان زند و پازند بمعنی «چه »، چنانکه هرگاه گویند: ممن می گویی، اراده ٔ آن باشد که چه میگویی . (برهان ).