ممه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ممه . [ م َ م َ / م ِ ] (اِ) در تداول شیرخوارگان، شیر مادر. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ پستان . (یادداشت مرحوم دهخدا). - امثال : ممه را لولو برد ؛ تعبیری تسکین بخش کودکان تازه از شیر گرفته را. و مجازاً یعنی فایده و امر نیک متوقع از بین رفت . ◄ مجازاً دایه . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ کنیزک . همخوابه : به یکی از ممگان اولجایتوسلطان متهم گشت . (دستورالوزراء ص ٣٢٣).