مناب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناب . [ م َ ] (ع مص ) به جای کسی ایستادن . (تاج المصادر بیهقی ). بر جای کسی ایستادن و قائم مقام شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ایستادن به جای کسی . (غیاث ). ◄ بازگشتن از گناه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). توبه کردن . (از اقرب الموارد). ◄ لازم گرفتن بندگی را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) راه به سوی آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ جای استادن . (غیاث ) (آنندراج ). - نایب مناب ؛ قائم مقام . جانشین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : تا به جایی رسد که یک بیت او نایب مناب قصیده ای شود. (دیوان حافظ، مقدمه ٔ جامع دیوان چ قزوینی ص صط). رجوع به نائب مناب شود.
مناب . [ م ُ ] (ع ص ) وکیل و قایم مقام . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - مناب فیه ؛ کاری که در آن کسی را وکیل کرده باشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).