منات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منات . [ م َ ] (روسی، اِ) یک نوع پولی که معادل یک صد کوپک است . (ناظم الاطباء). مسکوکی سیمین روس را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
منات . [ م َ ](اِخ ) نام بتی در عرب که هذیل و خزانه که هر دو قبیله ای است از عرب آن را می پرستیدند. (غیاث ). بت قبایل اوس و خزرج و غسان . (مفاتیح العلوم خوارزمی چ بنیاد فرهنگ ص ٤٠) : همچنان کو گفت می گوید سخن دیو در عزی و لات اندر منات . ناصرخسرو. هم دیده داری هم قدم هم نور داری هم ظلم در هزل و جد ای محتشم هم کعبه گردی هم منات . سنائی (دیوان چ مصفا ص ٣٧٥). گرچه هر دو ز جبلّت سنگند فرق باشد ز منی تا به منات . خاقانی . کی برند آب درمنه بر لب آب حیات کی شود سنگ منات اندرخور سنگ منا. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٢٢). بتی دیدم از عاج در سومنات مرصع چو در جاهلیت منات . سعدی (بوستان ).