واژه جو

منادر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منادر. [ م َ دَ] (اِخ ) نام شهری است قریب شهر ختن . (جهانگیری ). شهری است به ترکستان قریب به ختا و چین . (انجمن آرا).

معنی منادر | واژه جو