مناسب
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شایسته، مقتضی، برازنده، مناسب مقام، باب، درخور، اندازه، بایدوشاید شایسته، ذیصلاح، قادر، توانا، لایق، اهل بایسته، مقتضی میزانکردنی، قابل انطباق، قابل تطبیق اصلح، انسب، اولی، اولیتر، مناسبتر، شایستهتر مساعد ماوضعله