مناسیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناسیف . [ م َ ] (ع ص، اِ) ج ِ نسوف، بر غیر. (منتهی الارب ). ج ِ نسوف، به معنی شتر که علف را از بیخ برکند. (آنندراج ) (از اقرب الموارد): ابل مناسیف ؛ شترانی که علف را از بیخ برکنند. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناسیف . [ م َ ] (ع ص، اِ) ج ِ نسوف، بر غیر. (منتهی الارب ). ج ِ نسوف، به معنی شتر که علف را از بیخ برکند. (آنندراج ) (از اقرب الموارد): ابل مناسیف ؛ شترانی که علف را از بیخ برکنند. (ناظم الاطباء).