مناصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناصر. [ م َ ص ِ ] (ع اِ) جاهای یاری دادن . (غیاث ) (آنندراج ).
مناصر. [ م ُ ص ِ ] (ع ص ) یاری دهنده .اسم فاعل از مناصرة. (غیاث ) (آنندراج ) : لاجرم هر دو مناصر آمدند هر دو خوشرو پشت همدیگر شدند. مولوی . رجوع به مناصرة شود.