مناغات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. مناغاة ] (مص ل.)<BR>۱- مغازله کردن با زنان.<BR>۲- معارضه کردن با کسی.<BR>۳- خوش زبانی کردن با کسی و مسرور کردن او را.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. مناغاه ] (مص ل.) ۱- مغازله کردن با زنان. ۲- معارضه کردن با کسی. ۳- خوش زبانی کردن با کسی و مسرور کردن او را.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناغات . [ م ُ ] (از ع، اِمص ) مناغاة. سخن نرم گفتن . خوش زبانی کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : بعد، مراعات فراوان و مناغات بی پایان فرمود. (روضةالعقول، مقدمه ٔ مرزبان نامه چ افست تهران سال ١٣٣٨ ص ط). او را به انواع مناغات مبذول دار و حسن و جمال و غنج و دلال او را مدح کن . (روضةالعقول، مقدمه ٔ مرزبان نامه ایضاً ص یب ). رجوع به مناغاة شود.