منافات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. منافاة ] (مص ل.)<BR>۱- یکدیگر را راندن و دور کردن.<BR>۲- مخالفت، ضدیت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. منافاه ] (مص ل.) ۱- یکدیگر را راندن و دور کردن. ۲- مخالفت، ضدیت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منافات . [ م ُ ] (از ع، اِمص ) از هم جدا شدن و نفی کردن و با هم هر دیگری را نیست کردن، چنانکه نقیض و ضدیت که میان شب و روز و گرمی و سردی است . (غیاث ) (از آنندراج ). منافاة. ◄ مدافعه و دورکردگی . مباینت . مناقضت . ضدیت . مخالفت . (ازناظم الاطباء). ناسازگاری . ناسازواری . اختلاف . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : دیو را از مباینت طینت و منافات طبیعت ... عجب آمد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ٥٣). مصافات به منافات انجامید. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ١٤٩). پس هیچ منافات نبود میان این سه حدیث . (مصباح الهدایه چ همایی ص ١٠٣). رجوع به منافاة شود. - منافات داشتن ؛ نقیض بودن و ضد بودن . (ناظم الاطباء). اختلاف داشتن . ناسازگار بودن . - منافات داشتن دو چیز با هم ؛ نقیض بودن دو چیز و جمع نشدن با هم . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
ناسازگاری