منافخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منافخ . [ م َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ مِنفَخ . (ناظم الاطباء) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دم های آهنگران : آتشها افروخته ... و منافخ بی منافع خرد و بزرگ را دم می داد. (جامعالتواریخ رشیدی ). - منافخ الشیطان ؛وساوس او. (از اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).