واژه جو

مناوشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مناوشت . [ م ُ وَ / وِ ش َ ] (از ع، اِمص ) مناوشة. نزدیک شدن در جنگ به یکدیگر و در هم آویختن : زمانی به مناوشت و مهارشت بایستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٢٦٨). رجوع به مناوشة و مدخل قبل شود.

معنی مناوشت | واژه جو