واژه جو

مناومة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مناومة. [ م ُ وَ م َ ] (ع مص ) با کسی به خواب نورد کردن و با کسی بخفتن . (المصادر زوزنی ). نبرد کردن به خواب شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نبرد کردن با هم در خواب شدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی مناومة | واژه جو