واژه جو

مناکحات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مناکحات . [ م ُ ک َ ] (ع اِ) ازدواجها. عروسیها. (از ناظم الاطباء). ج ِ مناکحة : آنچه راجع بود به اهل منازل به مشارکت مانند مناکحات و... (اخلاق ناصری ). رجوع به مناکحة و مناکحت شود.

معنی مناکحات | واژه جو