منبسط کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بزرگ کردن، بسط دادن، متورم کردن، پف کردن، باد کردن بالا بردن کشیدن، دراز کردن رویهم گذاشتن، جمع کردن وسعت بخشیدن، توسعه دادن، گسترش دادن، زیاد کردن، افزودن باد کردن، فوت کردن، نفس کشیدن چپاندن، پر کردن پروردن، پروار کردن، خوراندن غلو کردن، اغراق کردن بزرگ کردن، اهمیت دادن