منبسط/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ بَ س) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پهن و گسترده شده. ۲- گشاده رو، خندان. ۳- دستخوش انبساط.مترادفها و واژههای مرتبطباز، گسترده، گشاده، گشودهبشاش، خوشحال، شادان، گشادهرو ≠ بسته، منقبضواژه قبلی: منبرواژه بعدی: منبع