منبعث/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ بَ عِ) [ ع. ] (اِفا.) برانگیخته شده، مبعوث گشته.مترادفها و واژههای مرتبطبرانگیختهنشات گرفته، ناشیواژه قبلی: منبعواژه بعدی: منبل