منتقد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ ق) [ ع. ] (اِفا.) ۱- جداکننده درم خوب از بد. ۲- انتقاد کننده.مترادفها و واژههای مرتبطانتقادکننده، ایرادگیر، ناقد، خردهگیر، عیبجو، معترض، نکتهگیر، انتقادگر، انتقادجوناقد، نقدنویسواژه قبلی: منتفیواژه بعدی: منتقش