منتقل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ قِ) [ ع. ] (اِفا.) جابه جا شونده.مترادفها و واژههای مرتبطجابهجایی، نقلمکانانتقالیافتهنقلشده، بردهشدهواژه قبلی: منتقضواژه بعدی: منتقم