واژه جو

منجار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منجار. [ م ِ ] (ع اِ) بازیی است طفلان را، او الصواب المیجار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). قسمی از بازی کودکان تازی . (ناظم الاطباء).

معنی منجار | واژه جو