واژه جو

منجحه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منجحه . [ م ُ ج ِ ح َ ] (ع ص ) تأنیث منجح . نتیجه بخش . سودمند : و او را حرکات منجحه و اسفار مثمره بوده است در طلب علم . (تاریخ بیهق ص ١٦٧).

معنی منجحه | واژه جو