منجر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ جَ رّ) [ ع. ] (اِمف.) کشیده شده، کشیده شده به جایی یا سویی.مترادفها و واژههای مرتبطکشیده، منتج، منتهی، کشیدهشدهواژه قبلی: منجحواژه بعدی: منجر شدن