منجم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانستارهشناس، ستارهشمر، ستاره شناس، اخترمار، اخترشناس، اختر شناسمترادفها و واژههای مرتبطاخترشناس، ستارهشناس، گردونشناس، نجومدان، اختربینواژه قبلی: منجر شدهواژه بعدی: منجمد