منحرف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ حَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) کج شده، به راه کج رونده.مترادفها و واژههای مرتبطبیراههرو، فاسد، خراب، آنکاره، پالانکج، سستقدم، کجرو، گمراه، منحطانحرافدار، قیقاج، متمایل، ناراستملحد ≠ مهتدیواژه قبلی: منحدرواژه بعدی: منحسم