مندرس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ دَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) کهنه، فرسوده.مترادفها و واژههای مرتبطاسقاط، پارهپاره، پوسیده، خلق، خلقان، ژنده، فرسوده، کهنه، مرقع ≠ نوواژه قبلی: مندرجواژه بعدی: مندف