مندور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) (ص.) ۱- فقیر، درمانده، بدبخت. ۲- خسیس.واژه قبلی: مندوبواژه بعدی: مندور کردن