منزجر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ زَ جِ) [ ع. ] (ص.) رانده شده، ترسانده شده.مترادفها و واژههای مرتبطبیزار، دلزده، متنفر، نفورواژه قبلی: منذورواژه بعدی: منزحف