منسجم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ سَ جِ) [ ع. ] (ص.) همآهنگ، سازگار، بانظم.مترادفها و واژههای مرتبطانسجامیافته، باانسجام، ساختاریافته، پیوسته، سیستماتیک، مدون، نظاممند، یکپارچه ≠ غیرمنسجمواژه قبلی: منساقواژه بعدی: منسد