واژه‌جو

منشور

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

اجازه، حکم، خط، رقعه، رقیمه، طغرا، طومار، عرضحال، عریضه، فرمان، کاغذ، مراسله، مرقومه، مکتوب، نامه، نبشته، نوشته، ورقه بلور چندوجهی پراکنده، منتشر زنده‌شده، مبعوث اصول، نظریات

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی منشور | واژه‌جو