منصوب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننشاندن، گماشته، گمارده، دست نشانده، دست نشانمترادفها و واژههای مرتبطتعیین، برگماشته، نصبشده، نصببرپا، قایم، مستقیمواژه قبلی: منصفانهواژه بعدی: منصوب کردن