واژه جو

منضجر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منضجر. [ م ُ ض َ ج ِ ] (از ع، ص ) به معنی دلتنگ از کلمات ساختگی است زیرا فعل آن که «انضجر» باشد در کتب لغت عربی نیامده و بجای آن «تضجر» بر وزن تصرف آمده است و منزجر به «زاء» معنی دیگری دارد. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز). رجوع به منزجر شود.

معنی منضجر | واژه جو