منضج
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ ضَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- پخته شده. ۲- بار رسیده شده.
(مُ ض) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پزنده. ۲- دوایی که خلط و ماده را بپزد و مهیای دفع کند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ ضَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- پخته شده. ۲- بار رسیده شده.
(مُ ض) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پزنده. ۲- دوایی که خلط و ماده را بپزد و مهیای دفع کند.