منطبع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ طَ بِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- نقش شونده، نقش شده. ۲- چاپ شده، طبع شده.واژه قبلی: منضودواژه بعدی: منطبق