منظم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
طبق مقررات، مرتب، باقاعده، هماهنگ مقرر، قانونی، بانسق، بانظم منتظم، منضبط، مطیع قانونمند، سیستماتیک، تحت کنترل، مضبوط آراسته، مرتب اتوکرده، چین نخورده، صاف ارگانیک مترتب، موعود الفبایی، بهترتیب الفبا ساکت، آرام، بیتحرک