منظور کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) در نظر گرفتن، پذیرفتن.مترادفها و واژههای مرتبطمحسوب کردن، لحاظ کردن، درنظر گرفتن، قلمداد کردن، منظور داشتن، مورد توجه قراردادنواژه قبلی: منظورواژه بعدی: منظور گشتن