منظوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- به رشته کشیده شده. ۲- شعر.مترادفها و واژههای مرتبطآراسته، بسامان، مرتبکلام موزون، شعربهرشتهکشیدهشده ≠ منثورواژه قبلی: منظور گشتنواژه بعدی: منظومه شمسی