منع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانجلوگیری کردن، پنامیدن، بازداشتنمترادفها و واژههای مرتبطقدغن کردن، نهی کردن، ممانعت کردن، بازداشتن، جلوگیری کردن، ممنوع کردنواژه قبلی: منعواژه بعدی: منعدم