منعکس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ عَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) انعکاس یافته، برگشته.مترادفها و واژههای مرتبطبازتابیده، انعکاسیافتهنمایان، پدیدار، نمودارتابشیافتهواژه قبلی: منعمواژه بعدی: منغر