منعکس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانواگشت، واژگون، پژواکیده، برگشته، بازتافته، بازتابیده، بازتابش، بازتابمترادفها و واژههای مرتبطبازتابیده، انعکاسیافتهنمایان، پدیدار، نمودارتابشیافتهواژه قبلی: منعمواژه بعدی: منعکس کردن