منفجر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگشوده، شکافته، ترکیده، ترکنده، پوکیدن، پکشمترادفها و واژههای مرتبطترکیده، شکافته، گشودهواژه قبلی: منعکس کردنواژه بعدی: منفجر کردن