منفصل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ فَ ص) [ ع. ] (اِفا.) جدا شده، بریده شده.مترادفها و واژههای مرتبطجدا، دور، سوا، گسسته، گسیخته، منفک، منقطع ≠ متصل، پیوستهاخراج، برکنار، عزلواژه قبلی: منفسخواژه بعدی: منفصم