منفعل
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیحال، بیاراده، مفعول ساکن، بیحرکت، بیجنبش، بیجان، بیرمق، کمتحرک، سست، ضعیف، کرخ، کرخت، خوابرفته، بیحس، لخت، مرده اجرایی قابل-، < قابل ستایش>، -پذیر، <شکلپذیر> بطئی بیشور و اشتیاق بیاثر، غیرمؤثر، غیرفعال
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیحال، بیاراده، مفعول ساکن، بیحرکت، بیجنبش، بیجان، بیرمق، کمتحرک، سست، ضعیف، کرخ، کرخت، خوابرفته، بیحس، لخت، مرده اجرایی قابل-، < قابل ستایش>، -پذیر، <شکلپذیر> بطئی بیشور و اشتیاق بیاثر، غیرمؤثر، غیرفعال