منقاد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ) [ ع. ] (اِمف.) مطیع، فرمان بردار.مترادفها و واژههای مرتبطتسلیم، رام، رهوار، فرمانبردار، مطیعتابع، وابسته ≠ نافرمان، یاغی، سرکشواژه قبلی: منقاواژه بعدی: منقار