واژه جو

منقاض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منقاض . [ م ُ ] (ع ص ) درخت به درازی شکافته شده و چاک داده شده . (ناظم الاطباء).

معنی منقاض | واژه جو