منقبض/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ قَ بِ) [ ع. ] (اِفا.) درهم کشیده، جمع شده.مترادفها و واژههای مرتبطانقباضیافته، گرفتهجمعشده، چروکیده، بههم کشیدهشده، ترنجیده ≠ منبسطواژه قبلی: منقبتواژه بعدی: منقح