منقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقب . [ م ُ ن َق ْ ق ِ ] (ع ص ) تفتیش کننده و تفحص کننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تنقیب شود.
منقب . [ م ِ ق َ ] (ع اِ) نشتر بیطار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نیشتر بیطار. ابزاری آهنین که بدان ناف چارپایان را سوراخ کنند. (ناظم الاطباء). ◄ هر آنچه بدان چیزی را سوراخ کنند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، مناقیب . (ناظم الاطباء). ◄ راه در زمین درشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ (ص ) مرد نیک دانای آزموده . (ناظم الاطباء). مرد دانا به اشیا و بسیار جستجوگر و کنجکاو و متفحص . (از ذیل اقرب الموارد).
منقب . [ م َ ق َ ] (ع اِ) راه در کوه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط) (از اقرب الموارد) . ج، مناقب . (اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). ◄ آنجای از ناف ستور که بیطار سوراخ می کند تا آب زرد برآید. (ناظم الاطباء). جایی از شکم چارپا که بیطار سوراخ میکند. (از اقرب الموارد). ◄ پیش ناف اسب . (مهذب الاسماء). ناف و پیشگاه ناف . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیشگاه ناف و همان جای که شکم را سوراخ کنند و گویند خود ناف . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ راه در زمین درشت . (ناظم الاطباء).