منقصل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقصل . [ م ُ ق َ ص ِ ] (ع ص ) بریده شونده . بریده شده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به انقصال شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقصل . [ م ُ ق َ ص ِ ] (ع ص ) بریده شونده . بریده شده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به انقصال شود.