منقصه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقصه . [ م َ ق َ ص َ / ص ِ ] (ازع، اِ) منقصة. منقصت . نقص . عیب . کاستی : اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست . خاقانی . رجوع به منقصة و منقصت شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقصه . [ م َ ق َ ص َ / ص ِ ] (ازع، اِ) منقصة. منقصت . نقص . عیب . کاستی : اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست . خاقانی . رجوع به منقصة و منقصت شود.